پرنسس تورانی منیژه عاشق شوالیه ایرانی بیژن می شود که نسخه اشکانی داستان معروف رومئو و ژولیت است که به دلیل منشأ خود نتوانستند با هم باشند. داستان منیژه و بیژن پایان خوشی دارد، هرچند قبل از ملاقات دوباره، ازدواج و زندگی خوشی پس از آن که هر دو مجبور به تحمل مشکلات طاقت فرسا شدند. منیژه با دیدن بیژن در حال شکار در سرزمین های تورانی خارج از چادرش به پرستارش دستور داد که او را نزد او بیاورد. پس از مدتی گذراندن با هم، هنگامی که می خواست او را ترک کند، سهمی به او داد و او را به کاخ خود در شهر کشاند و در آنجا توسط خادمان پدرش افراسیاب، پادشاه توران، او را کشف کردند. بیژن در آستانه اعدام بود اما در آخرین لحظه مجازات اعدام با زندان جایگزین شد. برای قرنها این صحنه توسط هنرمندان قرون وسطایی به تصویر کشیده میشد که بیژن در گودال خود به عنوان قهرمان داستان در حالی که منیژه حتی نمایش داده نمیشد، نشسته بود. در نسخه شیمانوفسکایا فقط منیژه وجود دارد که قهرمان اصلی داستان است. او آمد تا معشوق خود را که در واقع تماشاگر است، ببیند، غذا دهد و دلداری دهد، در تاریکی گودال نشسته و به امید نور در انتهای تونل رنج های بی پایانش نگاه می کند.
مهاجرت از آرشیو شاهنامه همیشه.




گفتوگو · ۰
هنوز نظری نیست, گفتوگو را آغاز کنید.